موفق الدين ابو منصور علي الهروي
مقدمه و فهرست 4
الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى )
و مؤلّف فرهنگ فارسى معروف به لغات اسدى است و در ماه شوّال سنهء 447 استنساخ شده ، در كتابخانهء وينه موجود است . خطّ اين نسخه خطّ كوفى يا نسخ بسيار شبيه بكوفى است . . . از خصايص اين نسخهء كتاب الابنيه عن حقائق الادويه آنست كه علاوه بر قديمى بودن اصل كتاب ، خود اين نسخه نيز قديمترين كتاب خطّى فارسى است كه تاكنون موجود است . يعنى تا آنجا كه ما از روى فهرستهاى كتابخانههاى اروپا و مصر و عثمانى و هندوستان كه فهرستهاى آنها بطبع رسيده است اطلاع داريم و الّا ممكن است در ايران يا تركستان يا جاى ديگر كه فهرست كتابخانههاى آنها هنوز طبع نشده است كتابى خطّى قديمتر باشد كه كسى تاكنون اطلاعى از آن ندارد . موسيو زليگمان Fr . R . Zeligmann در سنهء 1859 مسيحى از روى اين نسخهء وحيدهء كتابخانهء وينه كتاب الابنيه عن حقائق الادويه را در كمال مرغوبى و نظافت بحليهء طبع درآورده است . . . و اين كتاب بتوسط عبد الخالق آخوندوف بادكوبهاى به آلمانى نيز ترجمه و طبع شده است . . . . آنچه در ديباچهء كتاب در خصوص آن امير يا پادشاهى كه اين كتاب را مؤلّف به اسم او تأليف نموده ذكر شده اين عبارت است : « تا آن هنگام كه حاصل آمدم اندر حضرة عالى مولانا الامير المسدّد المؤيّد المنصور ادام اللّه علوّه پس او را ديدم ملكى بزرگوار و دانا . . . الخ » فلوگل و ساير مستشرقين از اين عبارت چنان فهميدهاند كه مقصود منصور بن نوح بن نصر بن احمد بن اسماعيل سامانى ( 350 - 365 ) است و به نظر بنده اين مسئله بسيار بسيار مشكوك مىآيد زيرا كه ظاهر عبارت چنين مىنمايد كه كلمات الامير المسدّد - المؤيّد المنصور همه از القاب تعظيم و تفخيمى معموله باشند كه به اغلب ملوك و امرا اطلاق مىشده است نه اينكه مراد المنصور اسم آن پادشاه بوده است زيرا كه اين سه كلمه المسدّد ، المؤيّد ، المنصور همه در عرض هم ذكر شدهاند پس چه ترجيحى دارد كه